
![]()
سالروز میلاد خجسته فاطمه زهرا (س)
سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان، کوثر قرآن، همتای امیر مومنان و
الگوی بی بدیل تمام
جهانیان بر همه زنان عالم مبارک باد. بزرگ بانویی که مهر آمیزترین
حکمت الهی، کوثر خاتم شد تا پایان یک رسالت را به آخر رساند، تا به
فضل خدا، عطای وجودش در وسعت بی کران عطش ما جاری شود، تا آنگاه بتوانیم
از همه سراب ها رها
شویم و از چشمه حقیقتش سیراب، با این که کمتر کسی به کُنهِ
وجودی او رسیده، ولی برای تشنگان حقیقت امکان دست یابی به ایشان از طریق
علم و عمل به گفتار و
سیره آن صدیقه کبری میسر است

شأن و منزلت زن
زن در جاهلیت پیش از اسلام، در بدترین دوران عمر خود به سر می برد. در سرزمینی که برای زنان حقوق طبیعی و شئون انسانی قائل نبودند. نور اسلام درخشیدن گرفت و زن را از افکار جاهلی خلاصی بخشید و او را به عروج ملکوتی و افق های روشن نایل گردانید. آری، زن حقیقتی است که در طول تاریخ فراز و نشیب های فراوانی را تحمل کرده و از زنده به گور شدن تا خدایی شدن را به خود دیده است.
آنگاه که اسلام در آسمان تاریک جاهلیت درخشید، به زن عزت بخشید. فرزند دختر را حسنه و برکت خواند و زنان را ریحانه معرفی کرد. زن غیر از حقیقت انسانی، چهره های مختلف دیگری را نیز در خود نهفته دارد که باید آن جلوه های مختلف کشف و آن صورت های گوناگون هویدا شود تا آن گونه که هست، شناسائی و معرفی گردد.

حیا و عفت، اساس حفظ عزت و شخصیت
زنِ جامعه اسلامی، با آگاهی کامل از شخصیت والای خویش و با علم به مسائل ضروری زندگی در بُعد معنوی و مادی، و با شناخت دنیا و فرهنگ خود، باید به پاسداری از اصیل ترین فضیلت، یعنی حیا و عفت بپردازد و در پرتو آن، سعادت دنیا و آخرتش را تأمین کند. هیچ عامل معنوی چون حفظ حیا و عفت در سعادت زن مؤثر نیست. ظهور فعلی این ویژگیها در زنان، اساس حفظ عزت و شخصیت انسانی است. امیر مومنان علی (ع) درباره این دو صفت انسانی فرموده اند: حیا، کلید هر خوبی و عفت، منشأ هر خیری است.

الگو در قرآن
قرآن کریم، پیامبر اسلام را الگو و انسان کاملی معرفی می کند و در این جهت میان زن و مرد فرقی نیست؛ ولی خلق و خوی ویژه زنانه و احساسات لطیف و عواطف رقیق زن و مسئوولیت هایی که در نظام آفرینش بر دوش او نهاده شده، ایجاب می کند که زنان نیز، الگویی کامل و اسوه ای بی بدیل از جنس خود داشته باشند تا بتوانند آنچه را از زن انتظار می رود و قرآن و سنت نیز آنها را تأیید می کند، در سیره اخلاقی، اجتماعی و خانوادگی تو تبلور یافته بنگرند و به او تأسی جویند. بی تردید، زهرای مرضیه (ع) نسخه وجودی پیامبر اکرم (ع) است ولی در این نسخه وجودی، مسائل بیشتری برای زنان تبلور یافته که در عرصه خانواده و قلمرو اجتماعی مفیدتر و آموزنده تر است.

الگوی زنان امت اسلامی
امت اسلامی، همواره زنانی تربیت کرده که شایسته است الگوی دیگران باشند. زن مسلمانِ معاصر از این الگوها کم ندارد؛ چرا که زنانی از بستر تاریخ برخاسته اند که بشریت به وجود آنان افتخار می کند و امت اسلامی از داشتن آنان به خود می بالد. ولی همه این ها باید به یک الگوی مطلق منتهی شوند که کسی جز دخت والامهر پیامبر (ص) و مادر حسنین و زینب قهرمان و ام کلثومِ نام آور نیست. او کسی است که یازده امام معصوم که الگوهای کامل همه انسان ها هستند. از نسل پاک اویند و جُز او، کسی شایسته چنین مقامی نیست. آری، اگر زهرا نبود، راه بی نشان بود و زنانِ خداجوی، سرگردان و گمراه می ماندند.

مقام زن در فرهنگ وحی
زن در فرهنگ اسلامی ما، مظهر قداست و پاکی موجب خیر و برکت شناخته شده و از ارزش و احترام فوق العاده ای برخوردار است. هویت زن، هویت جامعه است و در واقع ارزش گذاشتن به زن و کمالات و خدمات بیایان او، ارزش نهادن به همه جامعه است. این ارزش قائل شدن برای زن، فقط در دین مبین اسلام نیست و به طور کلی در فرهنگ وحی از زن به عظمت یاد شده است. برای نمونه می توان به داستان حضرت مریم اشاره کرد. مریم مقدس، تجلی گاه یکی از بزرگ ترین اعجازهای آسمانی معرفی می شود و وجود عیسی (ع) یکی از تجلیات کمال روحانی این زن به شمار می رود. مریم، با تقوا و درایت بود و لحظه ای از توجه به پروردگارش باز نمی ماند و بر اثر همین فضائل، آغوشش مهد پرورش عیسای مسیح گردید.
حجاب، تدبیر آفرینش
اسلام که زن را گوهر گرانبهای هستی می داند، حجاب را هم چون صدف، بهترین وسیله برای حفظ و ثبات شخصیت او معرفی کرده است. اسلام مقام زن را در جامعه بالا برده و برای ترقی و سعادت او، خدمات شایان و قابل توجهی انجام داده است. حجب و حیا که از ویژگی های فطری زن است، تدبیر نیکوی آفرینش برای حفظ مقام و موقعیت زن در برابر مرد است. زنان مسلمان در پرتو پوشش و حجاب اسلامی، نقش سازنده خود را ایفا نموده و ثابت کردند که زن مسلمان، کالای تبلیغاتی نیست

نقش زن در فرهنگ جامعه
فرهنگ جامعه که برآیند ارزش ها، اندیشه ها و خواسته های ملت است، به میزان وسعت و اعتبارش همواره در معرض آفاتی گوناگون بوده است. در اغلب جوامع از جمله ایران قبل از انقلاب، زنان به عنوان هدف، ابزار و موضوع اصلی این آفات بوده اند. در واقع زنان به جهت تأثیرگذاری عمیق و گسترده ای که می توانند در سطوح مختلف جامعه داشته باشند، به عنوان بهترین راه جهت انتقال آفات فرهنگی انتخاب می شوند و از ویژگی های جسمی، عاطفی و نقش اجتماعی بانوان برای تهاجم به فرهنگ سوء استفاده می شود. در این زمانه حساس، این بر عهده زنان ایرانی است که به وظیفه حیاتی خود در مقابل این آفات آگاهی یافته و با پیروزی از رهنمودهای بزرگان دین به آن عمل کنند.

زن و جهاد
زن صدر اسلام، با حفظ حدودی که خداوند برای او قرار داده بود، در صحنه های مختلف اجتماعی، سیاسی و نظامی حضوری فعال داشته و به عنوان عنصری کارآمد و مفید، در دفاع از اسلام و حکومت اسلامی نقش های مهمی را ایفا می کرد. حضور زنانی مانند نُسَیبه، جراحه و ام عطیه که در بسیاری از غزوات و جنگ های پیامبر (ع) حضور داشتند و عهده دار مسئوولیت امداد بودند، راه را برای زنان امت اسلامی باز کرده که در صورت نیاز، می توانند با حضور مستقیم به عنوان پرستار و همچنین شرکت غیر مستقیم، مانند تشویق مردان برای رفتن به جبهه، فرستادن امکانات و کمک برای زرمندگان اسلام اقدام کنند. بیان نقش زنان در جنگهای صدر اسلام در زمان پیامبر (ع) می تواند راه گشای امت در شرکت هر چه بیشتر آنان در نبرد با استکبار جهانی باشد.
درزیر
مقاله ای براتون نوشتم که حدود500صفحه وبصورت پی دی اف میباشد امیدوارم
دانلود کرده ومطالعه بفرمائید ومارواز دعای خیرتون فراموش نکنید
یا فاطمه الزهرا


مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره
منتظرم

![]()

همه هست آرزویم که ببینم از تو روئی
چه زیان تو را که من هم برسم به آرزوی

به چه مشغول کنم دیده و دل را که مدام / دل تو را می طلبد دیده تو را می جوید
بی قرار توام و دردل تنگم گله هاست / آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است / مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب / در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست








غروب است و دلم ازغم گرفته / دلم از دوریت ماتم گرفته / برای قلب من خورشیدی اما / مرا قلب تو دست کم گرفت
پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را
نمیدانم


مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره
منتظرم


![]()
شمع مي سوزد و پروانه به دورش همه شب
من که مي سوزم و پروانه ندارم چه کنم
آبي تر از آنم که بيرنگ بميرم
از شيشه نبودم که با سنگ بميرم
من آمده بودم که تا مرز رسيدن








همراه تو فرسنگ به فرسنگ بميرم
تقصير کسي نيست که اينگونه غريبم
شايد که خدا خواست که دلتنگ بميرم

من آن ابرم که می خواهد ببارد
دل تنگم هوای گریه دارد
دل تنگم غریب این در و دشت
نمی داند کجا سر می گذارد

آهاي آهاي کبوترا ، شاپرکا ، قاصدکا
آهاي نسيم رهگذر ، اي مرغک شانه به سر
اي گل سرخ اقاقيا ، نسترنا ، شقايقا
اي کوچه هاي پر نفس ، پنجره هاي در قفس

آيا از او شنيده ايد ؟ او را به جايي ديده ايد ؟
او را که با من آشناست، در خلوتم اوج صداست
اي بلبل ديوانه مست اي سرزمين دوردست
اي جاده هاي تب زده مسافران شبزده

سايه
ي او را ديده ايد ؟ صداي او شنيده ايد ؟
او را که در من زندگيست ، در من هميشه ماندني ست

آيا از او شنيده ايد ؟ او را به جايي ديده ايد ؟
او را که با من آشناست، در خلوتم اوج صداست


مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره
منتظرم

![]()
بر تمام شیعیان تسلیت عرض می نمائیم.

الا ای چاه یارم را گرفتند گلم ، عمرم ،
بهارم را گرفتند میان كوچه ها با ضرب سیلی همه دارو ندارم را گرفتند
نهادی شعله بر جانم که داغش سوخت بنیانم
بگو ای خانه آبادان مگر این رسم خوبان است
خدای اطلسیها با تو باشد
پناه بی کسی ها با تو باشد
تمام لحظه های خوب یک عشق
به جز دلواپسیها با تو باشد









من اگر اشک به دادم نرسد می شکنم؛
اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم؛
بر لب کلبه ی محصور وجود،
من اگر در این خلوت خاموش سکوت،
اگر از یاد تو یادی نکنم، می شکنم
اگر از هجر تو آهی نکشم،
تک و تنها، به خدا می شکنم، می شکنم



مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره
منتظرم

![]()
ای سر چشمه ی محبت
ای عشق واقعی
بی تو در خلوت شب ناله میکرد دل من
چه پرسی از شب و روزم که دورا ز روی موی تو
بجای شادی آمد غم به چشمانم چه می دانی؟







خیالت دائما با بود در خواب وبیداری
به چشم دل هویدائی اگر از دیده پنهانی
من آن نیم که راه وفا را راه کنم
یا در طریق عشق ومحبت خطا کنم
دیوانه نیستم که دل از دوست بر کنم
مجنون نیم که عشق تو از دل جداکنم
دردی به دل مراست که تنها به جام وصال
امکان آن بود که من آن را دوا کنم
ای پرتو امیدزهجر تو سوختم
بازآکه دل زنور رخت با صفا کنم

به یاد ت










تو با یک جرعه از دریای یادت
میان باغ قلبم جا گرفتی
تو با یک انعکاس نقره ای رنگ
مجال ناز از رعنا گرفتی
تو چون یک هدیه فیروزه ای رنگ
مرا بر قایق رویا نشاندی
با یک لطف،یک لبخند ساده
مرا به سرزمین عشق خواندی
تو دیوار میان قلب ها را










به رسم آسمانی ها شکستی
وچون حسی غریب و واژه ای سرخ
میان دفتر روحم نشستی
تو دریایی ترین ترسیم یک موج
تو تنها جاده ی دل تا خدایی
تو مثل نغمه ی موزون بارون
به روی اطلسی ها نازنینی
پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را
نمیدانم


مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره
منتظرم

![]()
ای بس که نباشیم وجهان خواهد بود
نی نام زما ونی نشان خواهد بود
زین پیش نبودیم ونبد هیچ خلل
زین پس چونباشیم همان خواهد بود


به نام خدا
یا مقلب القلوب و الابصار/یا مدبر اللیل و النهار/یا محول الحول والاحوال/حول حالنا الی احسن الحال
هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک
توهم ای دامن مهتاب پر از پروینی
برحسرت شاخ گل در باغ گوا شد
بیچارگی وزردی وگوژی ونوانیش
شرمنده شد از باد سحر گلبن عریان
وزآب روان شرمش بربود روانیش
کهسار که چون رزمه بزاز بداکنون
گربنگری از کلبه نداف ندانیش

خورشید از میعادگاه نخست، باز آغاز سفر میکند؛ سفری که سوغاتش برای زمینیهای منتظر، فرصت دیگری است تا محبت را در گره بین دستهاشان بکارند و دل به استقبال نیکی، آیینه بند ! ان کنند. لبخند خورشید بیجواب نماند وقتی سرک میکشد به این خانه.
سالروز میلاد آفتاب عالم آرای عرفان و باغبان گلستان مهدی صاحب الزمان، حضرت امام حسن عسکری خجسته باد.

فرشته وار در کوچه های مدینه به پرواز درآمدی و فرشتگان را به طواف خود فرا خواندی و آنها جام به دست، هفت آسمان تو را بدرقه کردند تا به کوچه باغ حیات بشری رسیدی و آنها را با قدومت طراوت بخشیدی. آمدی توفنده تر از دریا، شب شکن تر از خورشید و دل انگیزتر از شادی، دریا به احترامت خاموش ماند، خورشید رخ در نقاب خاموشی کشید و شادی خجل از طراوت تو آرام به قلب ها تراوش کرد. سلام بر تو ای یازدهمین ثمر درخت آفرینش


مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره
منتظرم

بودن بي حضور چشمانت چه احساس غريب و تلخيست و گلها چه زود ميميرند دور از نوازش دستانت

سلام خوبید؟خوشید؟روبه راهید؟کیفتون کوکه؟ امیدوارم همه شما در زیر سایه حضرت حق شاد وپاک وسربلند زندگی کنید قبل از اینکه تولدمو به خودم تبریک بگم لازمه یه دعای در حق یه ادم بی شعور یه ادم بی همه چیز و بی فرهنگ بکنم بعد... حالا دعای من:
خدایا خدای خوب مهربونیها خدای اسمون وزمین خدای که می تونی وقادری به حق زهرای پهلو شکسته به حق لبای تشنه حسین به حق گلوی علی اصغر به حق داغ زینب اون کسی که وبلاگ های منو هک کرده خودش وخونوادشو نابود ونسلشون رو قطع کن کاری کن اب خوش از گلوش پایین نره کاری کن همیشه کاسه چه کنم چه کنم دستش بگیره کاری کن بین همه خوار وذلیل بشه..... تا دیگه مزاحم افراد دیگه نشه ادمی که نمی دونه زحمت یعنی چی ادمی که نمی دونه منت یعنی چی؟ادمی که هیچی حالیش نیست شرف نداره و......
.
بار دیگر متولد شدم
و چشم به آسمان باز کردم
نگاهم را در نگاهش دوختم
و خود را آغاز کردم
آغازی که پایانش هم .... آغازی دگر است
لحظه ای است، ولی بی انتهاست
![]()
حالا دوباره سلام اومدم اول خودم تولدمو به خودم تبریک بگم تا کسی نگه من اولین کسی بودم که تبریک گفتم حالا اینکه تولد من چجوری؟خوبه بد؟اونش بماند به هرحال تولده دیگه به اوناش کاری نداشته باشید چون اعصاب معصاب خط خطیه حال حوصله هیچ کس وهیچی رو هم ندارم اگه لحنم بده خیلی خیلی معذرت می خوام ولی شما نمی دونین من چی می کشم –بازم ممنون که به کلبه این حقیر سر می زنید

اینم چندتا شیطنت های من در شب تولدم
![]()
می نویسم تا بمانم و میمانم تا قلم بر پهنهء بیکران کاغذ برانم
زیباترین جمله تاریخ :
تو حق را به مرد میبینی ، یا مرد به حق ؟
امام علی(ع)


احساس می کنم که غریبم میانتان
بیگانه با نگاه شما ، با زبانتان
دیگر تمام شد ، به نمک احتیاج نیست
از پا فتاد ، زخمی زخم زبانتان
خود را کنار ثانیه ها دفن می کنم
شاید ، چنین جدا بشوم از میانتان

مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غروب غریبانه من
سلام ای غم لحظه های جدائی
خداحافظ ای شعر شب های روشن
خداحافظ ای قصه ی آشنای
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه
خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنهانمی مانی ای مانده بی من
تورامیسپارم به دلهای خسته
تورامیسپارم به مینای مهتاب
تورامیسپارم به دامن دریا
اگرشب نشینم اگر سرشکسته
تورا میسپارم به رویای فردا
به شمع میسپارم توراتا نسوزد

به دل میسپارم تورا تا نمیرد
اگرچشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگاری صدارانگیرد
خداحافظ ای برگ وبار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگرسبزرفتی اگرزردماندم
خداحافظ نوبهار همیشه

می خواهمت می دانی اما باورت نیست
فکری به جز نامهربانی در سرت نیست
دیگر شدی هر چند ، اما من همانم
آری همان شوری که در سر دیگرت نیست
من دوستت دارم تمام حرفم این است
حرفی که عمری گفتم اما باورت نیست
من آسمان بی کران ، روحی بلندم
باور کن این کوتاهی از بال و پرت نیست
ای کاش در آغاز با من گفته بودی
وقتی توان آمدن تا آخرت نیست
